محمود نجم آبادى
132
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
همچنين اگر زمينهاى زراعتى به مردار حيوانى و لاشه انسانى آلوده شده باشد ، بايد يك سال در آن زراعت نگردد ، بلكه در معرض نور و آفتاب قرار گرفته تا پاك و قابل زرع گردد و هركس بر خلاف آن عمل نمايد ، گناهكار محسوب گرديده و براى منزه شدن و بخشودگى گناهش مىبايست مبلغى جهت آتش مقدس بپردازد تا رستگار شود . چنان كه مذكور افتاد آنان كه بعمد زمين را آلوده نمايند بهمانند انداختن لاشه و مردار و يا آب دهان و اخلاط و مدفوع و امثال آنها گناهانى داشته كه على قدر مراتبهم كفاره داشته است . چنان كه در بالا متذكر گرديديم ، درباره كشت غله و آب دادن به زمين و خشك كردن باتلاقها در آئين زرتشت بسيار تأكيد گرديده است ، و آنكه مدتى زمين را بىكشت گذارد مردى خوشحال تلقى نگرديده است ، بىحاصل گذاردن زمين را بهمانند زنى دانسته كه خوشاندام و قشنگ باشد و عيال مرد خوبى باشد ، اما مدتى بىزائيدن پسر بماند ( فقرات بيست و سوم و بيست و چهارم باب سوم ونديداد ) . فقرات بيست و پنجم تا سى و پنجم همين باب درباره زراعت و خوشحال بودن مرد زارع و كشتكار است ، كه از پيروان اهورامزداست و بر خلاف آنكه به زراعت و آبادى نگرود روزگارش سياه خواهد بود . در اوستا آمده است كه زرتشت از اهورامزدا پرسيد چه مدتى بايد زمينى كه بر آن سك يا انسان مرده بىزراعت بماند ؟ اهورامزدا در پاسخ گفت : بايد چنين زمينى يك سال بىزراعت بماند ( فقره 1 - باب ششم ونديداد ) و پس از يك سال اگر در آن زمين بخواهند چيزى بكارند ، و آب به آن بياورند ، مجاز خواهند بود ( فقره 2 - باب ششم ونديداد ) .